ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
683
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
اين قطعه در تاريخ قتل خانلر خان از طبع مؤلّف تراويد و در اين صحيفه ثبت گرديد . لمؤلفه : دريغا از آن خانلر خان كه بود * ز شاهان دوران مر او را نژاد پدر زند و مادر ز قاجار ايل * ز مام و پدر هر دو او شاهزاد دريغا از آن تارك سرفراز * كه در قلعه باغين كرمان فتاد ستم شد ز كرمانيان بر كسى * كه كرمان صفت بوديش صد بلاد چه مهمانكش اين خيل كرمانيان * نكرد اين ستم كس جز ابن زياد به كرمان قتالى ز شاه شهيد * همى رفت و كرمانيان از عناد بكشتند آن نوجوان در عوض * زهى دونى و فطرت كج نهاد اديبى چو او از ملكزادگان * ندارد كسى در جهان هيچ ياد به نظم و به نثر و به خط و به ربط * به هر فرقه [ اى ] بودى او اوستاد اگرچه منش مىنرفتم به بر * به من مهربان وى زياد از زياد « 1 » رقم خاورى كرد بىقلب شاد * به تاريخ از خان مقتول داد بالجمله ، على الصباح كار را برملا كردند و جمعى از محصّلين ماليات و گماشتگان ديوان معدلت پيمان « 2 » را گرفته محبوس آوردند . از اتفاقات در همان اوقات - از قرارى كه ان شاء اللّه تعالى عنقريب ذكر خواهد شد - امور دار العبادهء يزد اختلالى داشت ، لهذا محمد قاسم خان دامغانى ، جمعى از جماعت بلوچستانى و سيستانى را فراهم آورده ، به اتفاق نوّاب عباس قلى خان روى به تسخير دار العباده يزد « 3 » گذاشت . چون اهالى كرمان در ايّام شورش لطفعلى خان زند - از قرارى كه در بدايت جلد اول اشاره شد - صدمهء پرزورى به سبب قتل عام ديده بودند ، از سطوت شاهنشاه صاحبقران انديشه نمودند ، در منزل رباط شمس كه آخر خاك كرمان است و دوازده فرسنگ تا دار العبادهء يزد مسافت دارد ، اردوى نوّاب عباس قلى خان را برهم زدند و مباشر اين خدمت نمايان شدند . معزّى اليه از همانجا به دار العلم شيراز نزد خالوى خود حضرت حسين على ميرزاى فرمانفرما و پس
--> ( 1 ) . مجلس : « رياد » ( 2 ) . مجلس : « سمات » ( 3 ) . مجلس : - « يزد »